X
تبلیغات
زولا
>>وفادار دلشکسته<<
آرشیو
سه‌شنبه 6 بهمن‌ماه سال 1383
روزی که دوباره شکستم
 

میدونم چند تا از بچه ها هستن که داستان من

رو خوندن و با غم های من غمناک میشن...

ولی من جای دیگه ی واسه نوشتن

غم هام ندارم...واسه همین مینویسم

که چه جوری شد که بعد از 3 سال دوباره

شکستم...

 

 

 

والا دیروز سال 5 فوت پدرم بود...مامانش اومده بود خونه ما...

من که خواب بودم!چون andy میگه.....

بذار تو خواب بمونم ....اگر حقیقت این نیست....

بگذریم....آدمای دیگه هم اومده بودن...

یه دفعه شنیدم که مامانش گفت...

.فلانی میگه...(عشق من)اونجا( یعنی خارج)

یه چیزای داره که اینجا نداره...این جمله یعنی چی؟؟؟ شما بگید..؟؟

 

یعنی رفته خارج دیگه....بعد هم یکی ازش پرسید دخترات چه طور ن؟

گفت نامزده.....

اینا یعنی این که کوروش ارزو به دل میمیره...

 

هر چی میخواین بگین فقط

نگین که فراموشش کنم چون نمیتونم.....

 

 

قربان محبت دوستان خوبم...


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 69718


 

Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها