این شعر رو برا دلتون بخونید شاید آدم شد..!
بیرون از خونه دلا همه سنگ....
هر چی میبینی رنگه و نیرنگ....
تو مثل یه پر میبردت باد.....
حتی یادتم میبرند از یاد.....
بمیرم واسه تو....چه رنجا نکشیدی...
چه خسته ...دل تنها.....چه رنجا که کشیدی...
حالا برگشتی...بازم تو سینه....میدونی تنها...منو داری..
میدونم شیطون.. بلای جونم...منو باز ،اروم نمیزاری...
دل کوچولو دل دیوونه....دیگه نرو از خونه....
پشیمون میشی...پریشون میشی....نمیدونی...دل دیوونه
اگه ببینمش دوباره....شاید این شعر رو براش بخونم...
بعد از گذشت سالها
دیدم تو رو دوباره 
انگار که دل از عشقت راهه فرار نداره
دیدم هنوز نگاهت غرور
چشمه ساره
دستای مهربونت نیلوفر بهاره
سلام گرم وخوبت با خنده ای صمیمی 
مثل یه عکس زیبا از آلبوم قدیمی
بوسه ای با محبت رو گونه هام گذاشتی
از التهاب قلبم انگار خبر نداشتی
انگار خبر نداشتی......
خوندی تو در نگاهم نگفتم و نگفتی
با رفتنت تو هر گز از قلب من نرفتی

برق دو چشم نازت زیبا تر از همیشه
هنوز دلی که کوهه پیش تو مثله شیشه
گذشته ها به چشمم تصویر آینده شد..
تموم اون خاطرات برای من زنده شد....
برای من زنده شد...
نیلوفر بهاره.....عشق اومده دوباره...
|
جمعه، 23 مرداد، 1383 |
ستّار |
|
اینم یه شعر دیگه که اگه ببینمش شاید براش بخونم.....چه طوره..؟
آمدی ای نازنین رفته م باز آمدی..... بار دیگر با دل دیوانه دم ساز آمدی....
بعد تو
مشت پری کنج قفس
ماند از دلم.... ای پرستوی که با این شوق پرواز آمدی.....
رفتی و من ماندم
و تنهای و پایان عشق.... بعد عمری عشق من ،بهتر از آغاز آمدی...آی ی ی تمام هستی من....
رفتی و تنها ی تنها ..مردم ا ز بی هم زبانی... رفتی و بعد از تو من....همچو خاکستری....مانده از کاروانی...
بعد ان فرزانگی ها .. آمدم من کو به کو....خسته و بی آرزو...همچنان رنگ خزانی..
آمدی تا ان که باشی.......با من...بعد عمری..تنها... چشم تو همچون ستاره...تابد در شب ها...
ای که بودی سایه من عمری....در شب مستی ها.. تا ابد باید بمانی...با من....بعد از این در دنیا...
ای که بودی سایه من عمری....در شب مستی ها.. تا ابد باید بمانی...با من....بعد از این در دنیا... .......... نظر یادتون نره لطفاً....شرکت در نظر سنجی احساسات من هم... | |